بارالها ! قلبم را از محبّت نسبت به خودت، ترس از خودت، تصدیق و ایمان به خودت، هراس ازخودت و شوق به خودت، لبریز ساز، ای صاحب جلال وکرامت! [ـ امام صادق علیه السلام]

(رویای لبخند) به نام تکسوار آسمونها

Powerd by: Parsiblog ® team.
+ میخوام بدونی ...(سه‏شنبه 9 مرداد 1386 ساعت 4:20 عصر )


 


تورا گم کرده ام امروز ...


 وحالا لحظه های من ...


گرفتار سکوتی سرد و سنگینند ..


 وچشمانم ...


که تا دیروز به عشقت می درخشیدند ...


 نمی دانی چه غمگینند ...


 چراغ روشن شب بود ، برایم چشم های تو ...


نمی دانم چه خواهد شد ... پر از دلشوره ام ...


 بی تاب ودلگیرم ...


 کجا ماندی که من بی تو هزاران بار ، در هر لحظه می میرم...!!!


 


 



 


آرام در کنار پنجره ام نشسته ام


و دل داده ام به صدای باران


 که اشک هایم را زمزمه می کند.


داستان دلتنگی بلند است


و فرصتی نمانده برای گفتن،


شاید وقتی دیگر، بگویم،از تنگی قفس!


 


» پاییزی
»» نظرات دیگران ( نظر)


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[26/7/1386- 8:58 ع] کلبه ی عشق ...
[30/6/1386- 10:6 ع] تو رو خدا بگید نره ...!!!
[12/6/1386- 3:37 ع] تقدیم به بازنده های بازی عشق !!!
[9/5/1386- 4:20 ع] میخوام بدونی ...
[28/4/1386- 6:32 ع] ساکت و تنها ...
[13/4/1386- 10:34 ع] کاش باور می کردی چقدر دوستت دارم ... !!!
[2/4/1386- 11:1 ع] ...ترانه ی زخمی ...
[20/2/1386- 11:7 ع] کاش
[11/2/1386- 11:6 ع] چرا عاشق نباشم ؟؟؟
[2/2/1386- 10:13 ع] دلتنگیهام
[22/1/1386- 8:39 ع] زندگی
[15/1/1386- 10:57 ص] سفر
[19/12/1385- 2:19 ع] شب بی فرشته
[13/12/1385- 9:52 ع] افسون
[4/12/1385- 7:58 ع] هر کس عاشق نباشه ... !
[همه عناوین(30)][آرشیو شده ها]