• وبلاگ : (روياي لبخند) به نام تکسوار آسمونها
  • يادداشت : ميخوام بدوني ...
  • نظرات : 25 خصوصي ، 165 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سلام

    شب به گلستان تنها منتظرت بودم
    باده ي ناکامي در هجر تو پيمودم

    منتظرت بودم منتظرت بودم

    آن شب جان فرسا من بي تو نياسودم

    وه که شدم پير از غم آن شب و فرسودم

    منتظرت بودم منتظرت بودم

    بودم همه شب ديده به ره تا به سحر گاه

    ناگه چو پري خنده زنان آمدي از راه

    غمها به سر آمد زنگ غم دوران از دل بزدودم

    منتظرت بودم منظرت بودم

    پيش گلها شادو شيدا مي خراميدم قامت موزونت

    فتنه ي دوران ديده ي تو از دل و جان من شده مفتونم

    در آن عشق و جنون مفتون تو بودم

    اکنون از دل من بشنو تو سرودم

    منتظرت بودم منتظرت بودم

    خوب بود

    باي