• وبلاگ : (روياي لبخند) به نام تکسوار آسمونها
  • يادداشت : تو رو خدا بگيد نره ...!!!
  • نظرات : 15 خصوصي ، 143 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     <    <<    6   7   8   9   10      >
     

    اين اشعار خيلي فوق العاده ست!

    ببخشيد يادم رفت بگم سلام . خدائيش اين شعرا اينقدر قشنگه كه آدم گيج هم ميشه. من متوجه نشدم كه اين اشعار كار خودته يا ديگري؟ ولي اگه كار خودت باشه واقعا نمي دونم چي بايد بگم؟

    حتما بهم بگو اين اشعار كار كيه.

    در ضمن ار لطفي كه به من داري ممنون. دوست دارم بيام بهت سر بزنم و دوست دارم تو هم ما رو مزاحم ندوني.

    مواظب خودت باش دوست من.

    سلامي به زلالي مه

    مريم عزيز

    اپ ايندفعت خيلي زيبا بود

    مريم جون تولد يك سالگي اين وبلاگمه اگه بياي خوشحال ميشم

    تا ديداري دوباره

    + مهتاب 

    بازم ميام مريم جونم آخه اين پستت واقعا بي نظير بود . منو ياد اون زخمي كه تو دلم به يادگار گذاشتن ميندازه . البته دارم فراموشش ميكنم اما يكم سخته .

    برام دعا كن كه بتونم .

    اميدوارم قطار خوشبختي تو هميشه روي ريل خوشبختي در حركت باشه .

    دوستت دارم دوست داشتني ترين . منتظرم باش . ميام

    + مهتاب 
    اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته
    + مهتاب 
    زندگي تفسير سه کلمه است خنديدن بخشيدن و فراموش کردن پس بخند ببخش و فراموش کن
    + مهتاب 

    عشق خام ميگه: چون به تو نياز دارم دوستت دارم ، عشق پخته مي گه : چون دوستت دارم بهت نياز دارم.

    + مهتاب 
    مهم نيست که قشنگ باشي قشنگ اينه که مهم باشي حتي براي يه نفر...........
    + آزاده 

    ميدوني چرا خدا بين انگشتهاي دست فاصله گذاشت ؟

    واسه اينه که يه نفر ديگه با انگشتاش اين جاي خالي را پر كنه . پس به دنبال دستي بگرد که تا ابد بتونه دست تو بگيره

    سلام . عالي و پر محتوا بود .

    + آزاده 

    واسه اينه که يه نفر ديگه با انگشتاش اين جاي خالي را پر گنه . پس به دنبال دستي بگرد که تا ابد بتونه دست تو بگيره

    سلام . عالي و پر محتوا بود .

    ممنون كه سر زدي

    خيلي ممنون

    آپت هم خيلي عالي بود

    همه ي شعرا قشنگ بود

    البته من فقط وقت كردم دو تاي اولي رو خوندم

    سر وقت همش رو خواهم خووند

    فعلا باي

    سلام مريم جون . عالي بود .

    از وبت خيلي خوشم اومد.

    اميدوارم هميشه شاد باشي .

    غروب غمها و طلوع شاديهايت را آرزومندم عزيزم !

    زيبا و دلنشين بود .

    اما غمگين ...

    زندگي همينه ديگه . گاهي شادي و گاهي غم . بايد ساخت چون چاره اي نيست .

    پس به خدايي فكر كن كه اگر حكم كند محكوميم .

    زندگي كن با دنيايي پر از عشق و شادي كه برازنده ي وجود پر احساس توست .

    يا حق

    امشب به چشمک ستارگان که از اعماق آسمان نثارم مي کنند مي نگرم

    اما هيچ اثري از عشق در چشمک نوراني آنان نمي يابم

    امشب دلم گرفته است و حتي درخشش ماه هم نمي تواند مرهمي براي قلب شکسته ام باشد

    امشب سياهي آسمان با سياهي چشمانم يکي شده است و

    قطرات باران که نرم نرمک بر بام گونه هايم مي بارند و مرگ عشق را ياد آور مي شوند

    امشب بوسه ستارگان بر لبان معشوق دردي از عشق نمي کاهد

    نمي دانم چرا امشب هوا بوي مرگ مي دهد

    نمي دانم چرا امشب نسيم عشق را بر گونه هايم حس نمي کنم

    امشب از عشق خاليست و من هنوز نمناکي گونه هايم را احساس مي کنم

    واين بار گريه آسمان هم با من همراه شده است و

    صداي باريدن آن بر گونه هاي زمين به صراحت به گوش مي رسد

    من و باران و شب و آسمان يکي شده ايم و

    همگي به حال عشق و سوگند هاي شکسته شده عاشقان به قداست عشق مي گرييم و

    امشب صداي گريه من و آسمان در طبيعت طنين انداز شده است و

    سکوتي که مرگ عشق حاکم کرده است مي شکند

    در يک روز باراني با تو آشنا شدم؛

    رفتيم، گفتيم، خنديديم ، چقدر خوش بوديم خيس شديم!

    وهنوز باران ميباريد که از هم گذشتيم؛ تو به سوئي رفتي ومن به ديگر سو

    خيس شديم! و حالا وقتي باران مي بارد نمي دانم بخندم يا گريه کنم؟

    زيرِ باران کدام خاطره را نگاه دارم و کدام رابشويم

    + تنهاي عاشق 

    ديگر هوايي براي تنفس نيست


    قاضي سرنوشت من،

    عاقبت خواستي تا رعشه هاي مرگ را بر اندام بي تابم نظاره كني؟

    پس شتاب كن....

    گلويم بي تاب طناب دار فراموشي توست...

    نفس هايم به شماره افتاده اند...

    شتاب كن...شتاب...

     <    <<    6   7   8   9   10      >